تبليغاتX
خلود یعنی جاودانگی - شعر نویی دیگر از "کوچک" به نام "خمار مستی"




عکس کوچک در جاده ی زیبای عباس آباد

خمار مستی

این شامگاهان اخیر
عجب وزن عجیبی دارند
دلم آرام ندارد ، گویی
تا به شعری ننویسم رازش ،
و نگویم سخنش ،
باز نمی ماند از اینگونه تپیدن هایش

خواجه هم چندی است با من رنگ دیگر دارد
پیشگویی می کند احوال دل را ، گویی ،
خبر از آنچه ندانم دارد

رازها می بینم
حرف ها می شنوم از دل شب
و اتاقم بوی مستی می دهد
 با دیدن هر رد محو از هر نشانی ،
گونه ام نم می دهد

با دلم می گویم ،
"همه عمر برندارم ،
سر از این خمار مستی"  ای کاش....

....این روزها هر لحظه ای
 رازی به دل دارد
و اتاقم بوی مستی می دهد...




لینک شعر دیگری از "کوچک" :
لمحه ی طولانی

{عکسی که گذاشتم از سفر اخیر به بهشت روی زمین است. جاده ی معروف به جاده ی عباس آباد. به حال و هوای شعر میخورد.}


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 16:55  توسط کوچک  | 



کلیپ فیلم میم مثل مادر

بلاگفا