
از موقعی که این وبلاگ رو درست
کردم ، همیشه قویا ً نیت داشتم مطلب یا مطالبی در مورد نادر ابراهیمی و تاثیراتی
که روی من گذاشت بنویسم. همیشه دوست داشتم در مورد عشق واقعی که اون بهش رسیده بود
بنویسم. این که نادربه من خیلی خوب نشون داد چه طور میشه توی این عصر کذایی یک
عاشق اصیل بود ، روزمرگی رو عاشقانه زندگی کرد ، عاشقانه نماز خوند ، عاشقانه عاشق
شد ، پرواز کرد ، و این زندگی رو به "یک عاشقانه ی آرام" بدل
کرد. اون به من یاد داد که "هیچ چیز همچون اراده به پرواز ، پریدن را آسان
نمی کند."
از روز اول ، توی قسمت سمت چپ وبلاگ نوشتم
نویسنده ی مورد علاقه ی من کسی نیست به جز نادر ابراهیمی .اما شنبه شب ، 18 خرداد
، وقتی که بعد از یکی دو روز بی خبری از وبلاگم ، اومدم و نظرات وبلاگ رو باز کردم
، دوست عزیزی خبری رو به من داده بود که من رو برای چند لحظه واقعا ً شکه کرد.
جناب عطایی که احتمالا ً با بررسی وبلاگ من از علاقه ی من به استاد ابراهیمی خبر
دار شده بودند ، خبر عروج نادر ابراهیمی رو به من دادند و....
البته من کم و بیش اخبار
احوالات استاد رو این طرف اون طرف توی اینترنت میخوندم . استاد ابراهیمی چند سالی
بود که از بیماری لا علاج رنج میبردند. هرچند من دو سه سال بیشتر نیست که ایشون رو
میشناسم. و اصلا ً باید بگم شاید "یک عاشقانه آرام" جزو اولین
کتابهایی بود که من خوندم!
تعطیلات نوروز 85 زمانی بود که من به واسطه ی
برادر بزرگ عزیزم این کتاب رو دیدم و به توصیه ی اون شروع کردم به خوندن. هر صفحه
از کتاب رو که میخوندم این احساس در من بیشتر شدت میگرفت که اگرچه این اولین
کتابیه که من میخونم ، ولی مطمئنا ً از قشنگترین کتابهایی هم هست که تا آخر عمر
خواهم خوند! و جالب اینکه هرچی میگذره بیشتر این موضوع برای من مسجل میشه. در حین
خوندن کتاب احساس عجیبی من رو شدیدا ً شیفته ی نویسنده ای کرده بود که تا حالا (به
خاطر از مرحله پرت بودن) اسم اون رو هم نشنیده بودم. یه حس غریبی به من می گفت
نویسنده ی این کتاب یک عاشق واقعیه.
و بعد از تموم شدن کتاب ، search توی اینترنت ، رفتن
به سایت رسمی نادر ابراهیمی ، خوندن بیوگرافی ، پی بردن به حقیقی بودن اون حس غریب
، و یک شیفتگی افزون شده نسبت به یک عاشق. و حالا ، "نادر ابراهیمی"
برای من یعنی یک بغض.

و اما در مورد بیوگرافی نادر
ابراهیمی حرف زدن تقریبا ً یه کار غیر ممکنه! همین بس که خود ایشون در دو کتاب به
نام های "ابوالمشاغل" و "ابن مشغله" در مورد
زندگی و انواع شغل ها و فعالیت هاشون توضیح دادن!!!
در هر حال دونستن در مورد برنده
ی جایزه نخست تعليم و تربيت يونسكو، جايزهي نخست
براتيسلاوا،
جايزهي كتاب برگزيده سال ايران (همگی در زمینه
ی کودکان) و همچنین صاحب عنوان "نويسنده برگزيده ي ادبيات داستاني 20 سال
بعد از انقلاب" بهخاطر داستان بلند و هفتجلدي "آتش بدون دود" و چندین و چند عنوان دیگه ، میتونه حقایق خوبی
رو برای همه بیان کنه.
نادر پنج شنبه 16 خرداد ساعت 15:15 عروج کرد. درست یک روز
بعد از سالروزعروج امام خمینی (کسی که در کتابی با عنوان "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد" در
مورد ملاقات هاش با اون نوشته ) به دیارسراسر عشق وعاشقی سفر کرد.
و علی کاشفی در گفتگو با مهر میگه :
نادر
ابراهیمی به نحو غیرقابل باوری تحت تاثیر امام (ره) بود.
نکته ی باعث دل گرمی اینه که چند سال پیش و خوشبختانه زمانی
که نادر ابراهیمی هنوز در قید حیات بود ، مراسمی برای تجلیل از چند دهه خلوص و عشق
، برگزار شد که در اون خواننده و دوست قدیمی نادر، محمد نوری ، ترانه فوق العاده
زیبایی که سروده ی خود نادر هست رو خوند:
"ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس
چه سفرها كردهايم، چه سفرها كردهایم
ما براي بوسيدن خاك سر قلهها
چه خطرها كردهايم، چه خطرها كرده ایم
ما براي آنكه ايران
گوهري تابان شود
خون دلها خوردهایم
......."
که لینک مطلب رو همراه با متن کامل شعر در آخر میگذارم.
(عکس محمد نوری در مراسم بزرگداشت نادر ابراهیمی)

این اسطوره ی عشق ، در شروع کتاب
یک عاشقانه آرام می نویسه:
عشق به دیگری ضرورت نیست ، حادثه است.
عشق به وطن ، ضرورت است ، نه حادثه.
عشق به خدا ، ترکیبی ست از ضرورت و حادثه!
توی نامه ی بیست وپنجم از کتاب "چهل نامه ی کوتاه
به همسرم" می نویسه:
"عزیز من!
امروز که روز تولد توست ، و صبح بسیار زود برخاستم تا
باز بکوشم که در نهایت تازگی و طراوت ، نامه ی کوچکی را همراه شاخه گلی بر سر راه
تو بگذارم تا بدانی که عشق ، کوه نیست تا زمان بتواند ذره ذره بسایدش و بفرساید ،
ناگهان احساس کردم که دیگر واژه های کافی نامکرر برای بیان احتیاج و محبتم به تو
در اختیار ندارم..."
نادر ابراهیمی برای من یعنی امیدوار بودن به جاودانگی عشق
در هر زمان و در هر شرایطی. اون همواره در حال فعالیت عاشقانه
بود .
عاشقانه ،
عاشقانه ،
وعاشقانه....
و به معنای واقعی کلمه دین خودش رو به عشق
ادا کرد و بعد ، به عشق عروج کرد.
به راستی که نادر از نوادر بود.
لینک ها و مطالب مفید و مرتبط:
زندگی نامه
مرحوم نادر ابراهیمی
نادر ابراهیمی به
نحو غیرقابل باوری تحت تاثیر امام (ره) بود
کیومرث
پوراحمد درگفتگو با مهر:
هر چه در سینما دارم از نادر ابراهیمی است
«ژاله علو» و «جمشيد گرگين» از «نادر
ابراهيمي» گفتند
آثار «نادر
ابراهيمي» مورد خوانش مجدد قرار گيرد
دو ترانهی نادر ابراهیمی
با خوانندگی محمد نوری
شناختنامهی
نادر ابراهیمی به قلم همسرش فرزانه منصوری


