[ داخل پرانتز :
در حالیکه چند وقتی بود غزلی تنیده
بودم ،
این شعر،
قطره قطره خودش را به من
تحمیل کرد! ]
همزمان ، به محمد گرامی ام هم ،
تقدیم می کنم
ببین!
تمام فکر من
بوی عطر چشمان تو
را گرفته است
و تو
چه بی نقص
به لبخندی
تمام دلیل "آمدن"
را
برای من خلاصه می کنی
مهم نیست اگر هنوز
برگهایی از دفتر
شعرم
تن به اسارت واژه های من نداده اند
هربار
خوش دارم خیال کنم
که این یکی
آخرین ترانه ی من است
تا تمام خودم را برای سرودنت
نثار کنم
و مهم نیست اگر
هرچه می سرایمت
گنگ تر میشوم!
4 بامداد
19 شهریور 1387
8 رمضان

