تبليغاتX
خلود یعنی جاودانگی





عاشق عشق باید بود

جسارت واژه ها از نگاه تو آغاز می شود:

وحشی ِعشق
عشق را با نهرهای جاری زیر درخت ها چه کار؟
و   زن،
هرگز آغوش حریص و دل شکسته ی عشق را
ارضا نکرده است

آری
رسالت عاشق هنوز
دست کشیدن روی لحظه های دل تنگ
و قدم زدن روی صراط مو و شمشیر،
گاه افتادن
و باز برخاستن
و باز جنگیدن است

و از همین روست که هنوز هم جنون به عشق سجده می کند

اینجا روی دیگر عشق است:
روی وحشی عشق.
او این بار خود را جور دیگری سروده است
اینجا عشق،
 بوی لاله زار و سبزه و بلبل نمی دهد
اینجا،
در میان زبانه های گر گرفته ی آتش عشق،
گاهی مرد،
آرزوی مرگ می کند.

اینجا شعر دیگری ست!

گرچه گاهی،
لب های ترک خورده ی عاشق
با لبان سرخ حقیقت چفت می شوند
اما،
رسالت عاشق هنوز
دست کشیدن روی لحظه های دل تنگ است.



پ.ن : اگر درست خاطرم باشه حدودا ً دوم دبیرستان بودم که این عکس رو با فتوشاپ طراحی کردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 18:49  توسط کوچک  | 



کلیپ فیلم میم مثل مادر

بلاگفا